آلبيگاييان كه نام خود را از مركزشان‌، شهرك آلبي در لانگدوك‌، گرفته بودند؛ از نوع‌ كاتارهايي‌1 بودند كه قبلاً ذكرشان گذشت‌. در اثناي سده‌ٴ دوازدهم‌، تعداد و نيروي آنان در جنوب‌ فرانسه چندان فزوني گرفت كه پاپ اينوسان سوم دچار ترس شد و لازم ديد كه آنان را با جنگ به‌ اطاعت وادارد. در 1208، بر ضد آنان جنگ صليبي اعلام كرد، و سيمون مونفور و سرداران ديگر اين فراخوان را با شوق فراوان پذيرفتند، چون فرصتي عالي به‌دست آورده بودند تا به نام دين‌ صاحبان قانوني آن سرزمين بهشت‌آسا را از ثروت خود محروم سازند. اين جريان تا 1229، ادامه يافت و نيروي اشرافيت جنوب را از ميان برد، ولي نتوانست خودِ بدعت را نابود كند. از آن‌ پس وسيله‌ٴ ديگري ابداع شد كه بسي وحشتناك‌تر از جنگ بود، يعني محكمه‌ٴ تفتيش عقايد. اين‌ محكمه در حدود 1231، سازمان يافت و تحقق آن ناشي از گرايش‌هاي ارتجاعي دومينيكيان‌ بود. در 1252، پاپ اينوسان چهارم به كار بردن شكنجه را براي گرفتن اقرار از بدعتگذاران تجويز كرد. بدين ترتيب اين ابزار منحوس تكميل شد. روي هم رفته محكمه‌ٴ تفتيش عقايد در سده‌ٴ سيزدهم‌، زياد به كار نرفت‌؛ و تا اواخر سده‌ٴ پانزدهم كاملاً به‌كار نيفتاد؛ ولي بايد به‌خاطر داشته‌ باشيم كه مقدمات قساوت‌هاي ايام بعدي را همين پاپ‌ها و دومينكيان خوش‌نيت نيمه‌ٴ اول‌ سده‌ٴ سيزدهم‌، فراهم ساختند.
براي تكميل اين شرح مربوط به حيات ديني در قلمرو مسيحيت غربي بايد چند كلمه‌اي‌ درباره‌ٴ سه‌تن دومينيكي برجسته بگوييم كه معرف سه كشور و سه نوع مختلف بودند. جوواني‌ ويچنزايي‌2، اهل ايتاليا، در وهله‌ٴ اول سياستمدار بود. وي كوشيد تا در شمال ايتاليا صلح را برقرار كند، و كوشش او چشمگير ولي كم دوام بود. بايد او را از مناديان ايتالياي متحد يا حتي از پيشگامان نارس جنبش صلح جهاني دانست‌. ريموندو پنيافرتي‌3 اهل كاتالونيا متكلم بود. او بود كه فتاوي4 را براي گريگوريوس نهم تحرير كرد؛ وي از سازمان‌دهندگان محكمه‌ٴ تفتيش عقايد بود، و در عين حال از بنيانگذاران فرقه‌ٴ بانوي رحمت به‌شمار مي‌رفت‌. رحمت براي مسيحيان‌ موٴمن‌؛ هم‌چنان كه درهم كوبيدن بدعتگذاران بهترين رحمت براي آنان است‌! هوگوي سن شِري‌ ملقب به دوفينوا5 از فضلاي مسيحي بود. وي از بزرگ‌ترين محققان كتاب مقدس در ميان‌ مسيحيان آن عصر شمرده مي‌شد. هوگو به اصلاح ترجمه‌ٴ لاتيني كتاب مقدس پرداخت و كشف‌الاًياتي براي آن تدوين كرد. او هم مانند ريموندو بيشتر وقت خود را صرف تحقيق در باب‌ فرق ضاله و كسب اطمينان از محكوميت آنان كرد.


1. كاتارها (Cathari) ، (در يوناني به معناي ناب‌، پاك‌)، نام عمومي پيروان نهضتي مذهبي در قرون وسطا كه بر پايه‌ٴ ((ثنويت‌)) استوار بود، مانند آلبيگاييان و بوگوميل‌ها. ــ و.
John of Vicenza .2
Reymond of Panafort .3
Decretals .4
Hugh of Saint Cher, Dauphinois .5